الفيض الكاشاني
268
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
و اقسام درختان و گياهان را به سبب آن رويانيده است اعمّ از حبوبات ، انگور ، زيتون ، نخل ، انار و ميوههاى بسيارى كه از شماره بيرون است با اشكال و رنگها و مزهها و صفات و بوهاى مختلف و بعضى را بر بعضى درخوردن برترى داده در حالى كه همهء آنها از يك آب سير آب مىشوند و از يك زمين بيرون مىآيند . اگر بگويى : اختلاف آنها به سبب اختلاف تخم و اصل آنهاست ، پاسخ اين است كه كجا در هستهء خرما درخت نخل مطوّق به خوشههاى رطب است ، و كجا در يك دانه هفت خوشه و در هر خوشه صد دانه وجود دارد . سپس به زمين بيابان بنگر و ظاهر و باطن آن را بررسى كن ، در آن خاك را متشابه و يكنواخت مىبينى ليكن هنگامى كه آب برآن فرود آيد و حيات و بالندگى يابد گياهان از هر نوع به رنگهاى مختلف ، متشابه و غير متشابه در آن روييده مىشود كه هر كدام داراى مزه و بو و رنگ و شكل جداگانه و مخالف يكديگر است . و به كثرت اين گياهها و اختلاف انواع آنها و كثرت اشكال آنها توجه كن ، سپس به اختلاف طبيعت اين گياهان و منافع بسيار آنها بينديش كه چگونه خداوند اين منافع شگفت آور را در اين داروهاى گياهى به وديعت نهاده است بعضى به عنوان تغذيه از آنها استفاده مىشود و برخى مقوّى يا زنده كننده و يا كشندهاند ، و بعضى سردى آور و يا گرمى زايند . برخى چون به معده رسند صفرا را از اعماق عروق ريشه كن مىكنند و برخى بدل به صفرا مىشوند ، برخى بلغم و سودا را از ميان مىبرند ، و بعضى به بلغم و سودا تبديل مىشوند ، بعضى مبدل به خون مىشوند ، برخى خون را تصفيه مىكنند ، بعضى از آنها فرح انگيز و برخى خواب آور ، و پارهاى نيرو بخش و بعضى ضعيف كنندهاند . خلاصه ان كه از زمين برگى و گياهى نمىرويد جز اين كه در آن منافعى است و بشر توانايى آگاهى بر حقيقت آنها را ندارد ، و باغبان يا كشاورز براى پرورش هر يك از آنها نيازمند به عمل مخصوصى است . في المثل بايد نخل را لقاح دهد يعنى جزئى از شكوفهء نخل نر را در شكوفهء نخل ماده داخل كند ، و مو را هرس كند ، و زرع را از خس و خاشاك پاك سازد . بعضى از آنها با پاشيدن تخم در زمين مىرويند ، و برخى با نشاندن نهال آنها در زمين و بعضى با پيوند آنها با درخت تكثير مىشوند . و اگر ما بخواهيم اختلاف اقسام روييدنيها و انواع و منافع و احوال و عجايب آنها را بيان كنيم روزهاى بسيارى را بايد در